منو
سبد خرید
ارسال رایگان به تمام ایران

بلاگ - فرار بزرگ RSS Feed

15 مهر 1396 کتاب فرار بزرگ - خلاصه
eghli 4 1176
خلاصه:دختر خوانده خودسر و بی­پروای رئیس جمهور آمریکا، لوسی جورایک، نامزدش تد بیودین ( آقای جذاب) را درست در محراب کلیسا ترک می­کند. حالا او به دنبال ماجراجوییست—و شاید یک کمی اتفاق عاشقانه--  او سفر..
16 مهر 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل اول - قسمت دوم
eghli 2 749
" لوس، چیکار داری میکنی؟" لوسی نمی­توانست به تریسی نگاه کند. پوستش داغ شده و ذهنش کاملاً گیج بود. او انگشتانش را در بازوی مگ فرو کرد. " اونو بیار پیش من، مگ. خواهش می­کنم" کلماتش شبیه یک جور تقاضا یا ..
27 مهر 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل سوم- قسمت سوم
eghli 2 627
صبح روز بعد لوسی لباسش را در حمام عوض کرد و تا زمانی که مشغول خوردن پنکیک به عنوان صبحانه شدند با او حرف نزد.برخی از کسانی که درحال خوردن صبحانه بودند زن ولی بیشترشان مردانی با  کلاه های متفاوتی از ..
10 مرداد 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و ششم - قسمت چهارم
eghli 2 4958
مت جورایک جلد آیپادش را بست و عینک مطالعه اش را زمین گذاشت. پاندا نگران بود که آیا آنها در مورد بچه می دانند.... یا اصلاً بچه ای وجود دارد. این را به لوسی واگذار کرد تا بدون هیچ سرنخی او را به دهان شی..
15 مهر 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل اول - قسمت اول
eghli 1 873
لوسی نمی­توانست نفس بکشد. سینه بند لباس عروسی اش که کاملاً اندازه اش بود، حالا مثل مار بوا به دنده­هایش فشار می­آورد. چه اتفاقی می­افتاد اگر درست همین جا در راهروی کلیسای وینته پرسبیترین براثر خفگی می..
20 مهر 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل دوم- قسمت اول
eghli 1 616
سرما و رطوبت دم صبح ازخواب بیدارش کرد. چشمانش را بر روی ابرهای حصیری زیبا که به آرامی حرکت می کردند گشود. تمام بدنش درد می کرد، سردش بود و کثیف­ تر از زمان بخواب رفتنش شده بود.امروز می بایست اولین روز..
06 آبان 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل پنجم - قسمت دوم
eghli 1 726
صدای در اتاق مُتل لوسی را هوشیار کرد که صبح شده است. چشمانش را به زور باز کرد. پاندا درحالیکه دو لیوان قهوه که باید از دفتر متل آورده باشد در دست داشت آنجا ایستاده بود. دیشب تجربه جدیدی بود- البته نه ..
08 آبان 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل ششم- قسمت اول
eghli 1 607
لوسی شب هنگام در مسافرخانه­ همپتون واقع در مرکز ایلینوی توقف کرد. او با نامی جعلی در دفتر مسافرخانه نام نویسی کرد، با پولی که توسط کارت بانکی درون پاکت از دستگاه عابر بانک گرفته بود هزینه را نقداً پرد..
09 آبان 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل ششم- قسمت دوم
eghli 1 693
باقی زمان مسافرت را روی عرشه باقیماند و به تماشای جزیره نشست که زیر نور درحال محو شدن خورشید، ذره ذره پدیدار می شد. شکل جزیره شبیه سگی خوابیده بود—سرش در یک سمت جزیره، لنگرگاه در قسمت شکمش واقع شده و ..
25 آبان 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل دهم - قسمت اول
eghli 1 810
بری جیغ کشید و از مقابل کندوی عسل کناری پرید.ناله کرد: " اوه، خدایا... اوه، خدایا... اوه خدایا. " شانه هایش را خم و شروع به لرزیدن کرد. توده ای که او ته کندو دیده بود هجمی از آشغالهایی که انتظار داش..
27 آبان 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل دهم - قسمت دوم
eghli 1 826
کنجکاوی در مورد توبی و مادربزرگش باعث شد تا لوسی در آن کلبه توقف کند. شاید هم خیلی ساده فقط داشت وقت کشی می کرد چون اگر وقتی برگشت ماشین اس یو وی پاندا هنوز جلوی خانه پارک باشد، مجبور بود وسایلش را جم..
01 آذر 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل یازدهم - قسمت اول
eghli 1 761
لوسی خشمگین بود. در خانه را پشت سرش بهم کوباند و پاکوبان وارد هال جلویی خانه شد، از دیوار خالی جایی که قفسه فلزی از اولش هم نمی بایست آنجا می بود، گذشت.پاندا در اتاق نورگیر بود، پشت به پنجره و چشم د..
نمايش 1 تا 12 از 90 (8 صفحه)

نام و موبایل خود را وارد کنید

نام
موبایل