منو
سبد خرید
ارسال رایگان به تمام ایران

بلاگ - کتاب RSS Feed

02 اسفند 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و دوم- قسمت اول
eghli 0 633
زنها همه جا هستند، و هر کدامشان به نوعی یک کابوسند. تمپل با آن حالتهای تاریکش: دکتر کریستی که احتمالاً جواز شغلی اش را از اینترنت پیدا کرده بود، هرچند اصرار داشت که کارش کاملاً قانونی است: لوسی، بزرگت..
06 اسفند 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و دوم- قسمت  دوم
eghli 0 548
بری تمام بعد از ظهر را صرف بیرون آوردن عسل های بیشتر از شانه های سنگین عسل کرد، و تا قبل از شام وقتی برای تمیز کردن خودش نیافت. لوسی روی شستن ظرفها اصرار کرد، و بری فقط کمی سرسری به کارش اعتراض کرد. ب..
09 اسفند 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و سوم- قسمت  اول
eghli 0 652
 به جز مردی که با سگش قدم میزدم، لوسی ساحل را بصورت اختصاصی دراختیار داشت. این ساحل کوچکتر و غیر قابل دسترس تر از ساحل جنوبی بود، قسمت غربی جزیره در اصل بیشتر توسط افراد محلی مورد استفاده قرار می گر..
06 فروردین 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و سوم- قسمت  دوم
eghli 0 611
لوسی پای کوبان به اتاق خواب کوچکی که از وقتی به اینجا آمد بری در اختیارش گذاشته بود رفت. در نهایت خودش را مجبور کرد در گنجه لباسها را باز کند و لباسهایی که تمپل از خانه برایش آورده بود را بررسی کند. ا..
06 فروردین 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و چهارم- قسمت  اول
eghli 0 707
فصل بیست چهارملوسی پاندا را به سمت پایین پله ها که به خلیج و خانه قایقی منتهی میشد دنبال کرد. صدای غژغژ قایق در این صبح زود هنگام برای لوسی یادآور خاطراتی عاشقانه بود، اما برخلاف اوبنظر نمی رسید آن ..
19 فروردین 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و چهارم- قسمت  دوم
eghli 0 2804
لوسی نمی توانست امشب به کلبه بازگردد. هرچند که این کارش باعث می شد یک آدم بی جا و مکان بنظر برسد. شانه هایش را صاف کرد. " میخوام برم توی قایق و بقیه شب رو اونجا بخوابم. " پاندا کنار میز پیک نیک ایستاد..
04 تیر 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و ششم - قسمت اول
eghli 0 3833
ماشین ون سفیدی سرعتش را کم کرد و ایستاد. در حینی که شیشه سمت راننده پایین می آمد لوسی سرش را بالا برد و به مرد میانسال با موهای خاکستری که سرش را بیرون آورد نگاه کرد. " حالتون خوبه ،خانم؟ "" من.......
23 تیر 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و ششم - قسمت دوم
eghli 0 3683
وقتی سعی کرد دوباره تماس بگیرد، به صندوق صوتی او متصل شد. از قبل می دانست لوسی کجا رفته است، و زیاد طول نکشید که روی عرشه یک قایق جزیره را ترک کرد. شش ساعت بعد او در بستون بود.تقریباً عصر بود و هوا ..
30 تیر 1397 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و ششم - قسمت سوم
eghli 0 4205
پاندا هول کرده بود. " مطمئنی که اینا همش مزخرف نیست." لوسی جلوتر آمد، هنوز به شدت عصبانی بود. " بنابراین تو قصد داری در این مورد چیکار کنی؟ دوباره متلاشی بشی؟ "طوری لوسی مشکل روانی گذشته او را کم ار..
نمايش 217 تا 225 از 225 (19 صفحه)

آدرس ایمیل و موبایل خود را وارد کنید

نام
ایمیل
تلفن