منو
سبد خرید
ارسال رایگان به تمام ایران

بلاگ - کتاب RSS Feed

03 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل اول - قسمت دوم
eghli 0 575
او دختر لرد "کاربری " بود، یکی از اشراف ایرلندی و مالک یک مزرعه پرورش اسب. او سه روز قبل از اینکه تئو فوت کند با او ازدواج کرده بود. چنین تراژدی ای بعد از رویداد شادی بخش ازدواجش می بایست برای او شوکی..
05 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل سوم
eghli 0 704
عصر هنگام، دوون و وست در اتاق غذاخوری باشکوه و مخروبه شام خوردند. کیفیت غذا بسیار بالاتر از آنچه انتظار داشتند بود، شامل سوپ خیار سرد، قرقاول سرخ شده و تزئین شده با نارنج، و پودینگ پیچیده شده در نان ش..
05 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل چهارم
eghli 0 596
بعد از لحظاتی تمام ناشدی، آگاهی به آرامی بازگشت. کتلین تکانی خور، متوجه گفتگویی زمزمه وار، قدمهایی که درو شدند و صدای ریزش بی وقفه باران شد. با کج خلقی صورتش را خلاف جهت صداها چرخاند، می خواست کمی بیش..
06 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل پنجم
eghli 0 567
وست در حینی که به همراه دوون به سمت کتابخانه می رفت گفت: " اونها مثل بچه گربه سرزنده هستن. ایجا توی شهرستان به طور کلی حروم شدن. اعتراف می کنم، هرگز فکر نمی کردم همنشینی با دختران معصوم می تونه انقدر ..
06 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل ششم
eghli 0 539
برای اولین بار بعد از حادثه رخ داده برای تئو، کتلین بدون هیچ کابوسی خوابید. بعد از بیدار شدن از خوابی عمیق، در رختخوابش نشست و ندیمه اش کارلا صبحانه را در سینی برایش آورد." صبح بخیر، خانم. " کا..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل هفتم
eghli 0 521
یک ماه بعد از ترک همپشایر توسط دوون و وست، بسته ای به نام کتلین به اورسبی پریوری رسید.به همراه خواهران راونل که دورش را گرفته بودند در اتاق نشیمن طبقه بالا، کتلین بسته را باز کرد و لایه های زرورق را..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل هشتم
eghli 0 597
   مادام،      تشکر صمیمانه من رو برای پسشنهاد صحبت با مستاجرین درباره مسائل آبیاری بپذیرید. به هرحال، از اونجایی که شما از قبل متحمل مسئولیت های                زیادی شدید، برادرم وستون رو فرستادم ت..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل نهم
eghli 0 573
در میان بهت و حیرت کتلین، وست از آنجا نرفت. به خانه بازگشت و به اتاقش رفت. کتلین با خودش فکر کرد، حداقل وقتی حواسش سرجاش نیست تلاش بیشتری برای اسب سواری نکرد، که نشان می داد وست از شوهر مرحومش باهوش ت..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل دهم
eghli 0 542
یک ماه بعد، کتلین درحالیکه خشمگینانه وست را تا طبقه پایین دنبال می کرد گفت: " پسرعمو وست، دست از دویدن بردارید. می خوام یه کلمه با شما حرف بزنم. "وست گامهایش را آهسته نکرد: " نه تا وقتی که شما مثل آ..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل یازدهم
eghli 0 650
نمی توانست دوون باشد. او می بایست در لندن باشد! این تنها فریب ذهنش بود، ... یک توهم. به جز اینکه هوا گرم و مرطوب بود به همراه بوی عطری که بی برو برگرد به او تعلق داشت... و بخاری با رایحه صابون و پوست ..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل دوازدهم
eghli 0 542
به محض اینکه دوون اتاق را ترک کرد لبخندش ناپدید شد. بدون هیچ مقصدی در ذهنش، در راهرو سرگردان بود تا اینکه به فضایی کنار یک پنجره تورفته و طاقچه دار رسید. آن فضا به پلکانی تنگ و مدور منتهی می شد که به ..
10 مهر 1396 کتاب راونل ها - جلد اول (شرور سنگ دل)  - فصل سیزدهم
eghli 0 528
کتلین در نیمه راه طبقه پایین بود که وست توانست به او برسد.به تازگی با کتلین آشنا شده بود، و دوون را بهتر از هرکس دیگری می شناخت، وست به جرات می توانست بگوید که آنها هردو باعث ناراحتی یکدیگر شده اند...
نمايش 73 تا 84 از 225 (19 صفحه)

آدرس ایمیل و موبایل خود را وارد کنید

نام
ایمیل
تلفن