بلاگ RSS Feed
0
3404
بری شب هنگام درحال بستن دکه بود که یک وانت سفید رنگ حرکتش را آهسته کرد و سپس ایستاد. جمله ای روی در آن نوشته شده بود " مزرعه گل و گیاه جنسن."هوا تقریباً تاریک شده بود، و بری بسته بندی آخرین شیشه عسل..
0
3643
لوسی حوله ای مخصوص نوجوانها با طرح لاکپشت نینجا را دور کمرش پیچید و از اتاق دوش نزدیک ساحل بیرون آمد.برای شنا به اسکله رفته بود، اما آب دریاچه هنوز آنقدر سرد بود که نتوانست مدت زیادی آنجا بماند. همی..
0
3557
گیاهان جدیدش را به تراس منتقل کرد و از در کشوئی اتاق خوابش وارد خانه شد، سپس کیسه شیرینی ملکه شیطانی را زیر روشوئی حمام پنهان کرد. تمپل می توانست برنامه ریزی کند که چطور کالای قاچاقش را بردارد. بعد از..
0
1077
زبرجد:زبرجد یا پریدوت ( peridot ) نوعی سنگ معدنی است که از ترکیب آهن و منیزیم بوجود می آید. این سنگ به دلیل وجود آهن به رنگ سبز- زرد دیده می شود.سختی زبرجد بین 5/6 تا 7 درجه در مقیاس موس است...
0
3458
" نگرانش نباش. من قصد ندارم بهت اجازه بدم..."" لازمه یه جای بهتر برای قایم کردن پیدا کنیم. "لوسی دستانش را روی کمرش گذاشت. " واضحه که زیر روشوئی حموم من نباید باشه! "" شاید میز تحریر توی انباری؟..
0
3495
بری انتظار یک کلیسای مسیحی فرقه متودیست مطابق با زمان کودکیش را داشت، اما مذهب سازمان یافته با تمام سوالات بی پاسخش باعث احساس سنگینی در او می شد، و بعد از اینکه ازدواج کرد زیاد آنجا نماند. مایک چند ص..
0
3587
تمپل از باشگاه ورزشی طبقه بالا درحال انجام تمرین شنا رفتن با یک دست فریاد زد " نمی خوام برم! " صدای موسیقی هیپ هاپ داشت در پس زمینه پخش می شد.حتی پاندا هم موافق بود که موزیک اپرا بهترین انتخاب برای ..
0
2118
لاجورد:لاجورد یا لاپیز سنگی است به رنگ آبی نیلی که به علت وجود ناخالصی های پیریت طلائی رنگ درون آن به سنگ آسمان پر ستاره نیز شهرت دارد. ایده آل ترین رنگ لاجورد آبی سیر با ناخالصی های کم می باشد..
0
3423
تمپل با حالتی عصبی به مردمی که بیرون از شیشه ماشین درحال عبور از پیاده رو بودند نگاه کرد، بعضی ها صندلی های تاشو با خود حمل می کردند، بعضی دیگر کالسکه بچه هل می دادند. " تو خیلی پارانوئیدی پاندا. من ا..
0
3492
انگار تا ابد طول کشید. لوسی سعی کرد او را زیر آب تشخیص دهد، اما پاندا خیلی عمیق فرورفته بود.موج دیگری به صخره ها برخورد کرد، اما غرش موج هم نتوانست گریه دل شکسته مادر بچه را در خود فرو برد. ثانیه ها..
0
3475
اما قسمت با نزاکت وجود لوسی خیلی از او دور بود. ظرف آب پاش را کنار گذاشت و به سمت نیمکت رفت. " من خیلی برنامه جزیره چربی رو تماشا نکردم." لوسی به سختی یک قسمت از آن را نگاه کرده بود. " اما فکر کنم یاد..
0
3434
بعد از این اتفاق، لوسی آنقدر هیجان زده بود که نتواند دوباره بخوابد.دستگاه تهویه هوای یک در میان فضای اتاقش را خنک نمی کرد. لوسی در کشوئی اتاق به سمت تراس را باز کرد و دمپایی های لای انگشتی اش را پوش..
