بلاگ RSS Feed
0
3285
وقتی لوسی از شهر بازگشت، خانه کاملاً ساکت بود. خوار و بار و ذغالهای کوچک مخصوص گریلی که خریده بود را از ماشین بیرون آورد. در حینی که ذغالها داغ می شدند، روی میز پیک نیک رومیزی پهن کرد، روی آن ظرفهای ل..
0
3251
ساختمانی به نام کافه قطب نما یک بلوک از بلوار موج خروشان را گرفته بود، یک ساختمان یک طبقه فرسوده با تورهای ماهیگیری که دیوارهایش را پوشانده بود و دو فانوس مشبک مخصوص کشتی در دو طرف درب ورودیش آویخته ..
0
3287
لوسی از دست پاندا خلاص شد، اما انگیزه جشن گرفتن اش را هم از دست داد. چرا او باید پیدایش می شد و همه چیز را به گند می کشید؟با این حال، نمی بایست رابطه شان را دست آویز خلاص شدن از دست پاندا کند. این ..
0
3304
دنیا منفجر شد. " بذارید بره! "متور سوارها او را روی زمین گذاشتند و چرخیدند تا با تهدید جدید مواجه شوند.لوسی به سختی هوشیار بود، با درد به سختی هوا را درون ریه هایش کشید. ذهن نیمه هوشیارش پاندا را ..
0
3289
پاندا متنی که لوسی نوشته بود را مچاله کرد و درون سطل زباله پرتاب کرد، اما دور انداختن آن کاغذ لعنتی باعث پاک شدن کلمات از ذهنش نمی شد.بخاطر تمام کارهایی که شب گذشته برام کردی ازت متشکرم. هرگز کارهات..
0
3239
خانه ویلایی چوبی و لوکس مایک خیلی بالا تر از سطح دریاچه در قسمت غربی و کم جمعیت جزیره واقع شده بود. هر قسمت خانه دارای یک ایوان یا تراس ساخته شده از الوارهای صیقلی بود. مایک آنها را به سمت پشت خانه را..
0
3258
لوسی روی حوله کهنه ای که زیر درخت گیلاس در باغ میوه همسایه و دور از دید کلبه پهن کرده بود نشست. به مدت سه روز، اخبار محلی را بررسی کرده بود، ولی چیزی در مورد جسدهای غرق شده ندیده بود، بنابراین پیش خود..
0
3312
توبی نگران بود. تزئینات شیشه ای که بری با طرح هایی از مناظر جزیره نقاشی شان کرده بود، هرکدام به قیمت سی و پنج دلار به فروش رفته بودند، اما او به جای ذخیره آن پولها، تعداد بیشتری خرید تا نقاشی کند. این..
0
11932
گارنت: سنگ گارنت شامل طیف متنوعی از کانی هاست. شناخته شده ترین و محبوب ترین رنگ گارنت قرمز تیره است درحالیکه این سنگ دربر گیرنده طیف متنوعی از رنگ ها می باشد. علاوه بر استفاده در صنعت جواهر س..
0
3596
زنها همه جا هستند، و هر کدامشان به نوعی یک کابوسند. تمپل با آن حالتهای تاریکش: دکتر کریستی که احتمالاً جواز شغلی اش را از اینترنت پیدا کرده بود، هرچند اصرار داشت که کارش کاملاً قانونی است: لوسی، بزرگت..
0
3450
بری تمام بعد از ظهر را صرف بیرون آوردن عسل های بیشتر از شانه های سنگین عسل کرد، و تا قبل از شام وقتی برای تمیز کردن خودش نیافت. لوسی روی شستن ظرفها اصرار کرد، و بری فقط کمی سرسری به کارش اعتراض کرد. ب..
0
3592
به جز مردی که با سگش قدم میزدم، لوسی ساحل را بصورت اختصاصی دراختیار داشت. این ساحل کوچکتر و غیر قابل دسترس تر از ساحل جنوبی بود، قسمت غربی جزیره در اصل بیشتر توسط افراد محلی مورد استفاده قرار می گر..
