منو
سبد خرید

قیمت روز طلا : 25,800,000

بلاگ RSS Feed

10 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل نوزدهم - قسمت چهارم
eghli 0 3785
بعد از ظهر روز بعد، لوسی علفهای هرز گیاهان روی تراس را وجوین کرد بود و در فکر رفتن به کافه شهر بود تا آنجا بتواند روی لیست آرزوهای معکوسش کار کند، صدای موتور ماشینی را شنید که وارد راه منتهی به خانه ش..
11 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیستم - قسمت اول
eghli 0 3696
وقتی لوسی از شهر بازگشت، خانه کاملاً ساکت بود. خوار و بار و ذغالهای کوچک مخصوص گریلی که خریده بود را از ماشین بیرون آورد. در حینی که ذغالها داغ می شدند، روی میز پیک نیک رومیزی پهن کرد، روی آن ظرفهای ل..
14 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیستم - قسمت دوم
eghli 0 3639
ساختمانی به نام  کافه قطب نما یک بلوک از بلوار موج خروشان را گرفته بود، یک ساختمان یک طبقه فرسوده با تورهای ماهیگیری که دیوارهایش را پوشانده بود و دو فانوس مشبک مخصوص کشتی در دو طرف درب ورودیش آویخته ..
15 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیستم - قسمت سوم
eghli 0 3684
لوسی از دست پاندا خلاص شد، اما انگیزه جشن گرفتن اش را هم از دست داد. چرا او باید پیدایش می شد و همه چیز را به گند می کشید؟با این حال،  نمی بایست رابطه شان را دست آویز خلاص شدن از دست پاندا کند. این ..
17 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیستم - قسمت چهارم
eghli 0 3691
دنیا منفجر شد. " بذارید بره! "متور سوارها او را روی زمین گذاشتند و چرخیدند تا با تهدید جدید مواجه شوند.لوسی به سختی هوشیار بود، با درد به سختی هوا را درون ریه هایش کشید. ذهن نیمه هوشیارش پاندا را ..
19 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و یکم- قسمت اول
eghli 0 3666
پاندا متنی که لوسی نوشته بود را مچاله کرد و درون سطل زباله پرتاب کرد، اما دور انداختن آن کاغذ لعنتی باعث پاک شدن کلمات از ذهنش نمی شد.بخاطر تمام کارهایی که شب گذشته برام کردی ازت متشکرم. هرگز کارهات..
23 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و یکم- قسمت دوم
eghli 0 3637
خانه ویلایی چوبی و لوکس مایک خیلی بالا تر از سطح دریاچه در قسمت غربی و کم جمعیت جزیره واقع شده بود. هر قسمت خانه دارای یک ایوان یا تراس ساخته شده از الوارهای صیقلی بود. مایک آنها را به سمت پشت خانه را..
25 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و یکم- قسمت سوم
eghli 0 3648
لوسی روی حوله کهنه ای که زیر درخت گیلاس در باغ میوه همسایه و دور از دید کلبه پهن کرده بود نشست. به مدت سه روز، اخبار محلی را بررسی کرده بود، ولی چیزی در مورد جسدهای غرق شده ندیده بود، بنابراین پیش خود..
29 بهمن 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و یکم- قسمت چهارم
eghli 0 3705
توبی نگران بود. تزئینات شیشه ای که بری با طرح هایی از مناظر جزیره نقاشی شان کرده بود، هرکدام به قیمت سی و پنج دلار به فروش رفته بودند، اما او به جای ذخیره آن پولها، تعداد بیشتری خرید تا نقاشی کند. این..
02 اسفند 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و دوم- قسمت اول
eghli 0 4024
زنها همه جا هستند، و هر کدامشان به نوعی یک کابوسند. تمپل با آن حالتهای تاریکش: دکتر کریستی که احتمالاً جواز شغلی اش را از اینترنت پیدا کرده بود، هرچند اصرار داشت که کارش کاملاً قانونی است: لوسی، بزرگت..
06 اسفند 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و دوم- قسمت  دوم
eghli 0 3867
بری تمام بعد از ظهر را صرف بیرون آوردن عسل های بیشتر از شانه های سنگین عسل کرد، و تا قبل از شام وقتی برای تمیز کردن خودش نیافت. لوسی روی شستن ظرفها اصرار کرد، و بری فقط کمی سرسری به کارش اعتراض کرد. ب..
09 اسفند 1396 کتاب فرار بزرگ - فصل بیست و سوم- قسمت  اول
eghli 0 4003
 به جز مردی که با سگش قدم میزدم، لوسی ساحل را بصورت اختصاصی دراختیار داشت. این ساحل کوچکتر و غیر قابل دسترس تر از ساحل جنوبی بود، قسمت غربی جزیره در اصل بیشتر توسط افراد محلی مورد استفاده قرار می گر..
نمايش 241 تا 252 از 265 (23 صفحه)

نام و موبایل خود را وارد کنید

نام
موبایل